close
تبلیغات در اینترنت
اشعار فاطمی
عنوان عکس اسلایدر عنوان عکس اسلایدر عنوان عکس اسلایدر

تبادل لینک

باسلام
با تمامی سایت ها و وبلاگ های مذهبی تبادل لینک می کنیم



شما دوست عزیز هم می تونی از قسمت نظرات یا از قسمت تبادل لینک پائین صفحه باما تبادل لینک کنید
دوستان پس از تایید لینک از طرف ما لینک ما از سایت یا وبلاگ خود حذف نکنید

!سایت بزرگ دوکس وان!

دوکس وان: محلی مناسب برای تبلیغات شما
نویسنده:
تاریخ: پنج شنبه 14 / 01 / 1393
دسته:
بازدید: 150

دست من نیست اگر دست به دیوار شدم

 

من اگر تکیه به زینب بزنم می میرد

 


 

********************

 

نیمه ‏شب تابوت را برداشتند

 

بار غم بر سینه‏ ها بگذاشتند

 

هفت تن دنبال یک پیکر روان

 

وز پی آن هفت تن، هفت آسمان

 

ظاهرا تشییع یک پیکر ولی

 

باطنا تشییع زهرا و علی

بقیه در ادامه مطلب...

دست من نیست اگر دست به دیوار شدم

 

من اگر تکیه به زینب بزنم می میرد

 


 

********************

 

نیمه ‏شب تابوت را برداشتند

 

بار غم بر سینه‏ ها بگذاشتند

 

هفت تن دنبال یک پیکر روان

 

وز پی آن هفت تن، هفت آسمان

 

ظاهرا تشییع یک پیکر ولی

 

باطنا تشییع زهرا و علی

 

*****************

 

آقا بیا یاری نما این اشک‏ها را

 

سخت است بی ‏تو روضه‏ های فاطمیه

 

این روزها گفتم کمی مثل تو باشم

 

مشکی به تن کردم برای فاطمیه

 

*******************

 

دلم از سبزه‏ ها سیر است، آقا

 

تمام باغ دلگیر است، آقا

 

یکی پهلوی زهرا را شکسته

 

نمی‏آیی مگر؟ دیر است آقا

 

****************

 

فاطمیه آمد ولی آن همدم و مونس کجاست؟

 

شمع می پرسد ز پروانه: گل نرگس کجاست؟ا

 

در عزای مادرت یابن الحسن یک‏دم بیا

 

تا نپرسند این جماعت: بانی مجلس کجاست؟

 

****************

 

باد پاییزی اگر برگ خزان را می‏برد

 

مِهر زهرا هم گناه شیعیان را می‏برد

 

**************

 

دل از غم فاطمه توان دارد؟ نه

 

و ز تربتِ او کسی نشان دارد؟ نه

 

آن تربتِ گمگشته به بَر ، زوّاری

 

جز مهدی صاحب الزمان دارد؟ نه

 

 

 

*************

 

 

 

اینقدر پی قبر منِ مظلومه نگردید

 

هر جا دلتان می‏شکند قبر من آنجاست

 

هر جا که عزا بر من مظلومه گرفتند

 

ساکت ننشینید، حسین و حسن آنجاست

 

 

 

 

 

چه حالی داده دل را دست مادر

 

که می شستی زدنیا دست مادر.

از آن سیلی مگر چشمت نمی دید

 

که می جستی مرا با دست مادر

 

.

 

 

.

 

آنان که بر این خانه هجوم آوردند

 

در خاک نهال کینه را پروردند

 

در کعبه علی شکسته بتها شان را

 

اکنون به در خانه تلافی کردند

 

.

 

 

.

 

خون است که روی خاک خشت افتاده است

 

داغ است به قلب سر نوشت افتاده است

 

خیزید وفرشته را به بیرون ببرید

 

آتش به در باغ بهشت افتاده است

 

.

 

 

.

 

بر چهره شکوه آسمانی داری

 

یک پنجره باغ ارغوانی داری

 

ای رزم تو بین کوچه ودرپس در

 

بر سینه مدال قهرمانی داری

 

منبع: سایت چهل چراغ


برچسب ها : ,,,,

مطالب مرتبط

بخش نظرات این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی